« درود خدمت تمام اهالی بیت »
با توجه به قلم خاص و روان جناب ایمان فخار و استعدادی که در بازگو کردن
دردهای روز به زبانی بسیار روان و بدون پیچ و خم و دست انداز در ایشان
دیده می شود و البته ظرفیت بالایی که در برابر نقد آثارشان دیده ام تصمیم
به نقد آخرین شعر ارسالی این دوست عزیز با نام :«
جنگل الویران » گرفتم
که خاطر نشان میکنم این نقد در سطح دانش و فهم شاعرانه بنده می باشد
و مشخص این است که با تجربه اندکی که در این زمینه دارم حتما کاستی -
هایی در این نقد مشهود است که در آغاز از شاعر محترم پوزش می طلبم
* * * * *
شعر (جنگل ِ الویران) را می توان در نوع خود در ردیف شعرهای فولکلور
جای داد زیرا در این اثر به روایت ها و داستانهایی که در بین طبقات مختلف
جامعه چه خواص (نخبگان) و چه عوام (کم دانش آموختگان) از جایگاه
ویژه ای برخوردارند و بازگو کردن مسائل روز با زبانی همه فهم پرداخته
شده است .
برخی آثار فولکلور را می توان نوعی شعر سمبلیک برشمرد زیرا در آنها
گاهی ممکن است مشبه آورده شود و مشبه به آورده نشود و به هر حال
کار خواننده است که مشبه محذوف یا ذکر نشده را در مطلب بیابد. در
پایان توضیح مختصری پیرامون "فولکلور" خواهم داد.
باید خاطر نشان کرد این اثر برای رسیدن به یک فولکلور قوی راهی بس
طولانی در پیش دارد اما در آغاز ِ سرودن فولکلور برای یک شاعر شعری
در سطح مطلوب به شمار می رود.
شعر از زبان یک موش سخن گفته که در جنگلی تبدیل شده به یک بیابان
شروع به شرح دادن اوضاع و شرایط این مکان می کند. موش را می توان
در نظر عوام و در فرهنگ نماد انسانی ترسو و ضعیف در احقاق حق دانست
که البته با توجه به سطرهای بعدی شعر به وضوح مشخص است که پر
بی راهه نرفته ایم و این فرد با توجه به این شرایط مجبور به ضعیف
زیستن که تظاهر به ضعف است.
در سطرهای بعدی شعر تشبیهات نویی دیده می شود مانند "برگ های
بهم زنجیر شده ، شاه یزید ، حتی شروع شعر با زبان یک موش ، آسمان
سرخ ، سرخ سهرابی، و . . . " البته با ید متذکر شوم در بسیاری از سطور
تکرار دیده می شود .
مطلبی که در اکثر آثار جناب فخار به چشم می خورد و بنده هم به ایشان
گوشزد کرده بودم به قول یکی از اساتید "بسیار روو حرف زدن . . ." در
اشعار ایشان است که باید روی این موضوع کمی وقت بگذارند که با
نوشتن بیشتر حتما به درجه ای که منظور سرودن شاعرانه است
خواهند رسید.
شعر نه فقط سخن گفتن در وزن بلکه نمود سخنی هرچند تند و تیز در لفافه
است به گونه ای که نه تنها تمام ظرافت های شاعرانه و اصول شعر رعایت
شده باشد بلکه چنان با کنایه به اعتراض پرداخته شده باشد که شخصی
به زعم خود یا به قصد نتواند به وضوح دلیل آوردن فلان جمله یا فلان کلمه
را متوجه فرد خاصی بداند و شاعر هم در عین حال رسالت خود را به
سرانجام رسانده باشد. اما در بسیاری از سطرها با اینکه تشبیهات بسیار
بدیع هستند اما شاعر بسیار بی پرده سخن گفته است مانند "سرخ ِ
سهرابی ،شاه ِ یزید، بریدن سر ،نام ِ شهیدان ،شنبه ی منحوس و . . ."
شاعر می توانسته درهمان فضای جنگل یا حتی شاهنامه با ذکر رفتار
حیوانات در فضای جنگل یا اسامی درون شاهنامه فضاسازی کند که
هم منظور را به مخاطب القا کند و هم شعریت شعر را حفظ کرده باشد.
در ضمن وقتی فضا یک دفعه از جنگل به شاهنامه و سپس به ماجرای
ظلم یزید و سپس به فضای قانون مداریهای دنیای شهری تغییر می کند
نوعی سردرگمی هرچند نامحسوس را برای مخاطب پدید می آورد .
سرخ سرخ، سهرابی . . .
هیسسس ساکت
نگو سهراب که شاهنامه آتش می گیره
نگو سهراب که رستمم تو داغش می می ره
نگو سهراب یه وقت
می شنون جاسوسای شاه یزید
ممنوعه اینجا اگه اسم شهیدا رو بگید
شهر هرت نیس که اینجا جنگله
شکستگی وزنی در این شعر به وضوح دیده می شود اما به دلیل زبان
عامانه شعر می توانیم با آهنگی که درخوانش به شعر می دهیم برخی
را رفع کنیم اما برخی سطرها شکستگی هایی دارند که گویی به نثر بدل
شده اند. به خصوص در بندهای پایانی کار .
خط آخرم نوشتم که من موش بودم
موش کیه؟ یه بوالهوس
دشمن یه خرمگس
موش زار بی کس
جزو تیم خار و خس
که می گفت من نمی رم توی قفس
یه جایی شنیده بود
که یکی گفته یه جا نوشته بود
یه چیزی هست زیاد
که الان اسمش رو یادم نمی آد
نزد ما هست و بس
* * *
اینم از امضای من
موش ِ موشک چیان
جنگل الویران
سال یک از پایان
و آوردن لفظ "هیسسسسسس" در در شعر باعث شکستگی شده که
می توان واژه یا ترکیب دیگری را جایگزین آن کرد.
در این اثر همانطور که در بالا اشاره شد حشو دیده می شود در برخی
سطرها شاعر چنان به تاکید بر روی منظور خود پرداخته که گویی خواننده
را بی توجه در نظر گرفته و می خواهد با تکرار جملاتی مشابه منظور خاص
خود را به مخاطب القا کند : "موضوع این است ،من این منظور را دادم . . ."
در بسیار از سطرها شنیده می شود. کمی باعث خستگی خواننده شده
و در ضمن فکر مخاطب را آزاد نمی گذارد تا شاید به برداشتهای شخصی
خود با کمی درگیری ذهنی دست یابد
.
میگن اینجا کویره
چه می دونم می گن اینجا آخره آخره یه بیابونه
(کویر همان بیابان است)
بگمونم اسمشم:
قانون غل و غشه
اصل دروغ
فصل گناه
ماده خون و آتشه
(در ضمن شکستگی هم در وزن دیده می شود)
آخه اینجا دل ما به بند قانونی خوشه
پر بند قانونش
هی رو بند بند می کشه
ولی با این همه بند، با هزاران سوگند
وقتی قانون تا بشه
توی جیبم جا می شه و ...
(که در باره ی قوانین این محل تکرار مکررات به وضوح دیده می شه
ودر بندهای دیگر هم این تکرارها نمایان است و برخی سطر ها به
انتخاب خود شاعر قابل حذف است ترکیباتی مثل شهر هرت نیست
اساس قانونمندیه ،حقمون محوفظه ، و .... تکرار دارند ) با حذف
می شود این شعر رو بسیار کوتاهتر کرد و خواننده را علاقه مند تر به
دنبال کردن شعر.
باز هم متذکر می شوم این شعر اگر از ابتدا تا پایان در همان فضای
جنگل باقی بماند و کمی از تغییراتی آنی فضا خودداری شود بسیار
زیباتر از این خواهد بود.
در آخر احساس می کنم به جای اطناب در شعر می توان آن را اینگونه به
پایان رساند:
خط آخرم نوشتم که بگم
اسم ِ من اینه یه موش ِ بوالهوس
چزو تیم خار و خس
که می گفت : "من نمی رم توی قفس"
البته در این بند سعی در برگرداندن شعر به وزن و آهنگ اولیه کرده ام.
شعر جنگل الویران از بهترین آثار جناب فخار بود و با توجه به پیشرفتی که
در آثارشان چه منتشر شده در سایت و چه بقیه ی اشعار ایشان دیدم
آینده ای بسیار روشن برای قلم این شاعر توانا می بینم .
* * *
توضیحی مختصر پیرامون فولکلور :
تعریف:
فولکلور از دو کلمه لاتینی «فولک (Folk) » به معنای «توده مردم و عامه»
و به طور کلی «عوام» -که در معنای غیر تخفیف آمیز آن ،در برابر «خواص»
(نخبگان و فرهیختگان جامعه) قرار می گیرد و «لور (Lore) » به معنای
«دانش ، ادب و مجموعه ای از معارف و دانستنی های غیر تخصّصی» ،
گرفته شده است .1
برای اولین بار یک عتیقه شناس به نام امبروز مورتون (Ambroise Morton)
بیش از یک قرن پیش ، کلمه فولکلور را ساخت . او می نویسد : «آنچه ما
در انگلستان ، رسوم باستانی عامیانه با ادبیات عامیانه می نامیم را
می توان دقیقا با یک ترکیب خوب ساکسونی یعنی "فولک - لور" یا
"دانش عامیانه" بیان کرد» .2 این کلمه در ایران به «فرهنگ عامه» ترجمه
شده است .
این اصطلاح ، عملاً در تمامی زبان های اروپایی پذیرفته شد ، اما معنای آن ،
همواره دچار تغییر شده است . محقّقان ، ابتدا فولکلور را فقط شامل ادبیات
توده ،مانند : قصه ها ،افسانه ها آوازها ،ترانه ها ،مثل ها ،معمّاها و . . .
می دانستند . کم کم سنّت هایی که به طور شفاهی آموخته می شود
و آنچه مردمان در زندگی خارج از دبستان فرا می گیرند نیز جزو آن گردید
چندی بعد ، اعتقادات ، اوهام و پیشگویی های راجع به وقت ، نجوم ،
تاریخ طبیعی ، طب و آنچه دانش توده نامیده می شد را نیز به این علم
افزودند . سپس آداب و سنن و رسومی که راجع به هر یک از مراحل زندگی
بود ، مانند : تولد ، کودکی ، جوانی ، زناشویی ، پیری ، سوگواری ،
جشن های ملی و مذهبی و نیز عاداتی که مربوط به زندگی عمومی
می شود ، از جمله تمام پیشه ها و فنون توده را نیز جزو فولکلور به
شمار آوردند؛ اما اگر بخواهیم فولکلور را در یک جمله کوتاه و کامل تعریف
کنیم ، باید چنین بگوییم که : «فولکلور ، دانشِ آشنایی با پرورش غیر
رسمی اکثریت است ( در مقابل پرورش نهادهای رسمی آموزش و تربیت)
در میان یک ملت متمدن» .3
از آن جا که موضوع مطالعه فولکلور ، بررسی جنبه های مختلف زندگی
عامّه است ، بنا بر این می توان گفت فولکلور در جوامعی وجود دارد که
افراد آن جامعه ، دارای دو نوع پرورش عوام (مردم کوچه و بازار) و خواص
(نخبگان) باشند؛ زیرا در جامعه ای که تمام اعضای آن را افراد تحصیل کرده
و فرهیخته تشکیل داده باشند ، فولکلور وجود نخواهد داشت و یا برعکس
در مورد جوامع بسیار بَدَوی و رشدنیافته - که حتی خواندن و نوشتن هم
نمی دانند - نیز به کار بردن کلمه فولکلور ، معنا نمی دهد؛ اما به عقیده
بسیاری از فولکلورشناسان ، چنین جوامعی هرگز وجود خارجی ندارند
(هر چند که بعضی دیگر ، قبایل وحشی استرالیا را نمونه ای از این گونه
اجتماعات می دانند) .
ویژگی های فولکلور:
با توجه به مطالبی که بیان شد ،می توان ویژگی های زیر را برای فولکلور
بر شمرد :
- فولکلور ، اعمال و رفتار جمعی و گروهی است که در بین عامه مردم ،
رایج است . بنا بر این ، عمل و رفتار یک فرد یا یک خانواده را نمی توان
فولکلور نامید .
- ابداع کننده و به وجود آورنده و نیز زمان شروع رفتارها و اعمال فولکلوری
معلوم نیست .
- عادات فولکلور در مجموعه فعالیت های زندگی اجتماعی ، نقشی به
عهده دارند .
- اعمال و رفتارهای فولکلور به مناسبت و بنا بر مقتضیات زمان ، تکرار
می شوند ؛ یعنی آنچه در یک یا چند مرتبه و یا فقط در دوره ای خاص و
محدود اتفاق افتد ، در شمار فولکلور نیست .
- فولکلور در جریان انتقال ، موافق مقتضیات نسل ها ، دگرگون می شود .
رفتارهای فولکلوریک ، از حاکمیت اندیشه ای خاص که بر خلاف میل توده
باشد ،پیروی نمی کنند ،هرچند آن تفکر بر جامعه ،حکومت داشته باشد.
شایان ذکر است که آداب و رسوم و رفتارهای فولکلور هر منطقه ، برای
مردم همان منطقه ، «سنّت» و برای مردم سایر نقاط ، به عنوان
«فولکلور» خاصِّ آن منطقه شناخته می شود .
فرهنگ عامّه ، میراث غیر مادّی ملت ها
همان طور که گفته شد ، یکی از ویژگی های فولکلور ، تکرارپذیری و قابلیت
انتقال آن به نسل های آینده است . از این رو می توان فولکلور هر منطقه
را مجموعه ای از رفتارها ، گفتارها ، پوشش ها ، آداب ورسوم و عاداتی
دانست که افراد آن منطقه ،آنها را از گذشتگان و نیاکان خود به ارث برده اند
عاداتی که شاید از ابتدای بشریت آغاز شده و یا لااقل مربوط به دوره های
بسیار باستانی باشند . به عبارت کلی تر می توان فولکلور را میراث
قومی و معنوی یک ملت دانست .
بنا بر این ، بر خلاف تصوّر بسیاری که فکر می کنند فولکلور ، تنها مربوط
به گذشتگان و جنبه های مختلف زندگی آنهاست ، باید گفت که هر چند
فولکلور (یا همان دانش عامیانه) ، میراث پیشینیان است ، اما در حال
حاضر و در جوامع امروزی نیز وجود دارد و هنوز هم زنده ، پویا ، جذّاب و
باصلابت ، بر پای ایستاده است و مردم ، در حال حاضر نیز با مجموعه
دانسته هایی که از گذشته های دور و از نسل های گذشته به جا مانده
و سینه به سینه ، جا عوض کرده و به آنها رسیده است زندگی می کنند
و در حقیقت ، همین فولکلور است که تا حدّ زیادی به زندگی آنها معنا
و مفهوم می بخشد و آنها را به ادامه زندگی ، دلگرم می سازد . در واقع
اگر فولکلور یک ملت را از آن بگیریم ، تمام هویت آن ملت را گرفته ایم که
بدون آن ، زندگی ، غیر ممکن خواهد بود .
هر چند که فولکلور حاکم بر زندگی امروز ، با فولکلوری که پیشینیان ما
با آن زندگی می کرده اند ، متفاوت است ، اما به هر حال ، بخشی از
میراث گذشتگان است که بنا به مقتضیات زمان و شرایط امروز ، تغییراتی
در آن به وجود آمده است و به شکل قابل استفاده برای زندگی امروز ،
تبدیل گردیده است . حتی این احتمال وجود دارد که یک رفتار فولکلور
یک در یک دوره زمانی و بنا بر شرایط حاکم فراموش شود ، اما در دوره -
های بعد و با تغییر شرایط ، دوباره فعال گردد و حتی شاید پر رنگ تر از
قبل ، در جامعه جدید ظاهر گردد .
وجود پیشینه کهن و درخشان تاریخی ، زندگی اقوام و طوایف مختلف
در کنار هم و شرایط متغیّر آب و هوایی ، باعث شده است که کشور
ما دارای گنجینه بسیار غنی و سرشار از آداب و رسوم ، لهجه ها ،
پوشش ها ، قصه ها ، افسانه ها ، خرافات ، بازی ها و ... باشد و به
همین دلیل ، دامنه فولکلور در ایران ، بسیار وسیع و متنوّع است .
یکی از مهم ترین دلایل غنای گنجینه فولکلور ایران ، آمیخته شدن آن با
فرهنگ و آداب و رسوم اسلامی است . ایرانیان ، تا قبل از ورود اسلام به
سرزمینشان نیز مردمی با تمدن و دارای فرهنگ و آداب و رسوم شناخته
شده در بین ممالک آن زمان بودند ، و پس از پذیرش اسلام ، این آداب و
رسوم نه تنها رنگ نباختند و از بین نرفتند ،بلکه در پرتو تعالیم اسلامی
رنگ و بوی اسلامی به خود گرفتند ، و کامل تر از قبل ، به حیات خود
ادامه دادند . برای مثال می توان به عید نوروز اشاره نمود که از رسوم
بسیار کهن سرزمین ایران به شمار می آید و با ورود اسلام نیز نه تنها
از بین نرفت ،که توانست با بهره گیری از عناصر فرهنگ اسلامی ،جنبه
دینی پیدا کند و همراه با این عناصر گران بها ، کامل تر و جذّاب تر از
پیش و به عنوان میراثی گران بها برای آیندگان به یادگار بماند.
"
با آرزوی بهروزی برای ایمان عزیز و تمامی اهالی بیت
و با امید اینکه نقد آثار در سایت بیشتر صورت بگیرد "